1سال و اندی
٢٩ اذر 91 ساعت 3:13 شب می دونم خیلی وقته خاطراتتو ننوشتم و حالا من موندمو کلی خاطره نوشتن خوشترين خاطرات زندگي يكي از لذت بخشترين لحظات زندگي هر شخصيه و چه خاطره اي خوش تر از يك ساله شدن پسرم كه با قدم گذاشتن به زندگيمان نور اميد و شادي رو به خونمون اورد . باورم نميشه چه زود يك سال از اولين لحظه اي كه چشماي ناز و صورت ماهتو ديدم گذشت .وقتي انقدر زيبا تو چشماي من نگاه مي كردي لحظه اي كه بابا عاشقانه نگات مي كرد اينها بهترين لحظات زندگي منه. يك سال گذشت و پسر من كه غريبانه به اين دنيا نگاه مي كرد حالا واسه خودش مردي شده و اين خلاصه اي از خاطرات ما: امير مهدي عزيزم در ٣٠ مهر١٣٩٠ ساعت ٨:٣٠ صبح متولد شد . به خاطر تولد زود هنگامش نگران بودم ...
نویسنده :
romina
9:49









